
موجهای تقریظ؛ مؤلفههای تقریظ
موجهای تقریظ؛ مؤلفههای تقریظ
طی روزهای اخیر، تقریظ مقام معظم رهبری بر کتابِ «پاسیاد پسر خاک» که در مورد «حاج آقای ابوترابی» است، منتشر شده است؛ تقریظی که در سال ۸۸ نوشته شده بود و پس از ۱۶ سال این تقریظ منتشر شده و مورد توجه اهالی ادبیات دفاع مقدس قرار گرفته است. از شنیدهها اینطور بر میآید که رهبر انقلاب معمولاً پس از خواندن اکثر کتابها، نقطه نظرشان در مورد آن کتاب را بطور خلاصه در صفحهای از همان کتاب ثبت میکنند؛ و متناسب با پیامی که میخواهند به اهالی عرصه ادبیات دفاع مقدس و یا جامعه منتقل کنند، اجازه انتشار برخی از آنها را میدهند. تجربه گذشته نیز نشان داده که این تقریظها نقش مهمی را هم در سمتِ تولید و هم در سمت تقاضا ایفا میکند. به هر حال، به این بهانه قصد داریم در این نوشته، بطور خلاصه توصیفی از تقریظهای منتشر شدهی رهبر انقلاب بر کتابهای دفاع مقدس ارائه کنیم.

«تقریظ» در ادبیات قدیمِ علمی، مکمل «تقریر» بوده است؛ و معمولاً وقتی که شاگردی درس استادش را تقریر میکرده، آن را در اختیار استاد میگذاشته؛ و استاد نیز در صورتی که آن تقریر را میپسندیده، بر روی آن تقریظی مینوشته و آن را تحسین میکرده است. روشن است که اثر این تقریظ چقدر بر اعتبارِ مقرّر و متنِ تقریر اضافه میکرده و موجب افزایش مخاطبانِ آنها میشده است. این کلمه پس از اطلاق بر یادداشتهای رهبر انقلاب روی کتابهای جبهه انقلاب – که اغلب نیز مرتبط با دفاع مقدس بودهاند، نوشته شده است – از انحصار معلمین و محصلین حوزههای علمیه خارج شد و بر زبانِ عموم جامعه نیز جاری شد.
شاید نقشآفرینِ اصلیِ این اتفاق را نیز بتوان ناشرانِ جبهه انقلاب دانست که حضور جدی و اثربخششان در صنعت نشر، از اوایل دهه هشتادِ شمسی آغاز شده بود. البته پیش از این نیز رهبر انقلاب بر آثار ادبی حوزه دفاع مقدس تقریظهایی مینوشتند و اتفاقاً منتشر میشده و در اختیار نویسندگان و سایر فعالین این حوزه قرار میگرفته است؛ اما آنچنان بر زبانها نمیچرخیده و صرفاً محتواهای این نوشتهها بعنوان نظر انتقادیِ ایشان – مثبت یا منفی – تلقی میشده و در جمعهای نسبتاً تخصصیِ تولیدیِ این عرصه دست به دست میشده است. اما از دهه هشتاد و به واسطه حضور پررنگ ناشرانِ انقلابی در عرصه ادبیات دفاع مقدس، محتوای این نوشتهها با همین عنوانِ «تقریظ» به فضاهای عمومی نیز کشیده شد. بعید نیست که تمرکز بر خودِ این کلمه، به نوعی اشاره به جایگاه معلمیِ رهبر انقلاب در تبیین دفاع مقدس باشد که توسط اهالی این عرصه در موضوعاتِ مختلف و ذیل منظومهی تبیینیِ کلان رهبر انقلاب از دفاع مقدس، تقریر میشود و سپس ایشان بر این تقریرهای موضوعی، تقریظی مینویسند.
در این نوشته، علاوه بر تقریظهای مکتوب ایشان، به اشاراتِ تحسینیِ ایشان در مورد برخی کتابهای عرصه دفاع مقدس – البته آن مواردی که بطور عمومی منتشر شد – نیز در نظر گرفته شده است؛ و این موارد به نوعی و البته با اغماضی آگاهانه، «تقریظِ شفاهی» در نظر گرفته شد. بعنوان مثال، تقریظی بر کتاب «سلام بر ابراهیم» منتشر نشد؛ اما ایشان در سخنانی از این کتاب تقدیر کردند و در موردش فرمودند «خیلی کتاب جذابی است. این کتاب را تا مدتی بعد از اینکه خوانده بودم، دلم نمیآمد از روی میز بردارم و داخل کتابخانه بگذارم؛ به قدری شخصیتی که در کتاب معرفی شده جاذبه دارد که مانند مغناطیس آدم را به خودش جذب می کند …». بنابراین در این نوشته، مواردی از این دست نیز با وجود تفاوتهایش بعنوان تقریظ – و البته «تقریظِ شفاهی» – در نظر گرفته شده است.
با این فرض، طی سالهای پس از جنگ، مجموعاً ۶۷ تقریظ از رهبر انقلاب منتشر شده است که در دسترسی عموم قرار دارد؛ که ۵۹ عدد از آنها تقریظ کتبی و ۸ عدد تقریظ تقریظ شفاهی (جزوه مقتل؛ فرهنگ جبهه، شوخطبعیها؛ بابا نظر؛ خاکهای نرم کوشک؛ عباس دستطلا؛ یاور صادق؛ دا؛ سلام بر ابراهیم) است؛ و نکته مشهود و قابل ذکر در مورد این آثار این است که ۴۴ اثر از این ۶۷ اثر (یعنی حدود ۶۵% از کل آثار تقریظی)، توسط انتشارات حوزه هنری – که بعدتر با نام «سوره مهر» فعالیت حرفهای نشر را ادامه داد – چاپ و نشر شده بودند؛ و تنها ۲۳ اثر اینگونه نبودند و البته این تنوع انتشارات، بیشتر در سالهای اخیر اتفاق افتاده است.

در مجموع، با بررسی همهی تقریظهای منتشر شدهی رهبری بر روی کتابهای حوزه ادبیات دفاع مقدس، میتوان حداقل دو موجِ متفاوت را در محتوای این تقریظها شناسایی کرد؛ موج اول، شامل سالهای پس از اتمامِ جنگ تحمیلی است و موج دوم، شامل سالهای پس از اتمام دولت اصلاحات.

در بازه زمانی بین سال ۶۸ تا ۷۱ تقریظهای رهبری بر ۲۶ کتاب منتشر شد که در حال حاضر نیز این تقریظها بطور عمومی در دسترس است. این کتابها عبارت هستند از:
آتش به اختیار؛ تیپ ۸۳؛ گزارش یک بازجویی؛ مقتل؛ نونی صفر؛ از الوند تا قراویز؛ فرهنگ جبهه (شوخطبعیها)؛ حماسه هویزه؛ فرمانده من؛ پیشانی شیشهای؛ سفر به قلهها؛ خداحافظ کرخه؛ یادداشتهای ناتمام؛ پا به پای باران؛ اردوگاه عنبر؛ تپههای لاله سرخ؛ جدال در زیویه؛ جنگ پابرهنه؛ زنده باد کمیل؛ عبور از آخرین خاکریز؛ مدال و مرخصی؛ نجیب؛ هنگ سوم؛ یادداشتهای خرمشهر؛ خط فکه؛ دشت شقایقها؛ پرواز شماره ۲۲؛ شانه های زخمی خاکریز؛ یاد یاران!
بررسی محتوای این تقریظها نشان میدهد که رهبری در دو سطح محتوا و فرم نظراتشان را ثبت میکردهاند؛ در سطح محتوا، معمولاً روایتِ روحیات و حالاتِ عرفانی رزمندگان در کتاب را تحسین میکردند و همزمان نیز به آن غبطه میخوردند و اگر کتابی به دور از این فضا میبود، صریحاً آن را نقد میکردند؛ و در سطح فُرم نیز اگر سردرگمی یا اشکالی در نحوه روایتگری و تنظیم محتوا وجود میداشت، آن را صریحاً بیان میکردند. شاید در یک صورتبندی کلان، بتوان گفت که تقریظهای این دورهی حدوداً ۴ ساله نشان میدهد که رهبری میخواهند که حقایق باطنی و درونیِ دفاع مقدس و رزمندگانِ ما در متنِ حوادث واقعی و ظاهریِ این جنگ هشت ساله روایت بشود؛ و البته در فُرمی روان و البته جذاب. برخی نقدهای صریح نیز اشاره از برخی نگرانیهای ایشان در قبالِ نهالِ نوپای ادبیاتِ دفاع مقدس دارد؛ فُرمزدگی، ابهامگویی، ظاهرگرایی، انتقال حس ناامیدی، خودبرتربینی و مواردی از این دست. گویا رهبر انقلاب میخواهند در همان ابتدای شکلگیری این حرکت، علاوه بر تایید و تهییج و حمایتِ همهجانبه، جلوی آفتها و کژکارکردهایی را از همان ابتدا بگیرند؛ تا رشدِ این فضا در مسیری درست پیش برود.
در ۱۲ سالِ بینِ سالهای ۷۲ تا ۸۴ – که مصادف با دوره دوم دولت سازندگی و کل دوره دولت اصلاحات است – تنها ۲ تقریظ از رهبر انقلاب بر کتابهای دفاع مقدس منتشر شد؛ و بعد از این مدت، موج دوم تقریظهای رهبری از سال ۸۴ شروع میشود که تا به امروز نیز با الگویی نسبتاً پایدار ادامه پیدا کرده است.

به نظر میرسد که علاوه بر تغییر گفتمان عمومی کشور در آن سالها، شروع فعالیتهای حرفهای انتشاراتِ سورهی مهر در چاپ و نشر کتابهای حوزه دفاع مقدس نیز اثر چشمگیری در این زمینه داشت؛ چه اینکه در سالهای ابتداییِ شروع این موج، غالب آثار تقریظی، آثار انتشارات سوره مهر هستند. کل آثاری که تقریظهای رهبر انقلاب بر آنها در این دوره منتشر شده است، شامل این موارد است:
در کمین گل سرخ؛ خاک های نرم کوشک؛ همپای صاعقه؛ نورالدین پسر ایران؛ ضربت متقابل؛ بابا نظر؛ پایی که جا ماند؛ دختر شینا؛ عباس دست طلا؛ من زندهام؛ لشکر خوبان؛ جشن حنابندان؛ دا؛ آن بیست و سه نفر؛ سلام بر ابراهیم؛ آب هرگز نمی میرد؛ گلستان یازدهم؛ وقتی مهتاب گم شد؛ یاور صادق؛ فرنگیس؛ سرباز کوچک امام؛ خاطرات سفیر؛ مربع های قرمز؛ اسم تو مصطفاست؛ تنها گریه کن؛ عصرهای کریسکان؛ حوض خون؛ پاییز آمد؛ سرباز روز نهم؛ مهاجر سرزمین آفتاب؛ هواتو دارم؛ مجید بربری؛ آخرین فرصت؛ معبد زیرزمینی؛ ایستگاه خیابان روزولت؛ بیست سال و سه روز؛ خاک سپاری دوم بانوی مرگ؛ روحالله؛ پاسیاد پسر خاک و …!
در این موج، رهبری دیگر با ادبیات دفاع مقدس بعنوان یک نهال نوپا مواجه نمیشود؛ بلکه با فعال شدنِ سوره مهر در اواسط دهه هشتاد و شکل گرفتن چرخههای اقتصادیِ ادبیات دفاع مقدس، نشرهای متعدد دیگری نیز در این حوزه فعال شدند؛ و جریان نسبتاً بزرگی از محتوای کتابهای عمومی را به خودشان اختصاص دادند؛ بطوری که طبق آمار، طی حدود دو دهه گذشته، سهم عناوین و فروش کتابهای دفاع مقدس، چیزی حدود ۲% از کل عناوین و فروش کتابهای عمومی در کشور است. در این دوره، بازار وجه بسیار مهمی به خود گرفته است و البته همچنان نیز محتوا مهم است و هیچ گاه اهمیت خود را از دست نمیدهد. اما به نظر میرسد که در این دوره، اولاً از حجم انبوه آثار تولید شده، آنهایی که باکیفیتتر هستند در اختیار رهبری قرار میگیرند و ثانیاً ایشان نیز با این ملاحظه که آسیبی به بازار کتابهای دفاع مقدسی وارد نشود، اجازه انتشار تقریظها را میدهند. شاید به همین خاطر است که میبینیم آثار تقریظی در این دوره، غالباً شامل تحسینِ سوژه، پرداخت یا نویسنده است و انتقاداتی از جنس انتقاداتِ صریحِ محتوایی و فرمیِ موج اول در این موج دیده نمیشود.
با این وجود از آنجا که تقریظهای رهبری، علاوه بر معرفی و ترویج آن کتاب در بین کتابخوانان، تأثیرات جدی بر فرآیند تولید کتاب – از انتخاب سوژه تا نوع پرداخت سوژه و تنظیم متن کتاب – نیز میگذارد، به نظر میرسد که توجه به مؤلفههایی که ایشان در این تقریظها بر آن تأکید داشتهاند نیز ممکن است برای اهالی این حوزه راهگشا باشد. برای این منظور، محتوای تمامی این ۶۷ تقریظ منتشر شده، بررسی شدهاند؛ و مؤلفههای مورد تأکید رهبری در هر تقریظ بیرون کشیده شد. حاصل این بررسی، ۴۶ مؤلفه بود که البته ممکن است همپوشانیهایی نیز بینشان وجود داشته باشد؛ اما در این مؤلفهیابی، سعی شده که تا حد امکان، مؤلفههایی که قابل تفکیک از یکدیگر هستند، از هم تفکیک بشوند تا امکان تحلیلهای بعدی را نیز فراهم بکند. در جدول زیر، فهرستِ این ۴۶ مؤلفه و تعداد تقریظهایی که شامل این مؤلفهها بودهاند، آورده شده است:
| ردیف | مؤلفههای موجود در محتوای تقریظها |
تعداد تقریظ | آثاری که تقریظشان شامل این مؤلفهها است |
| ۱ | سوژه (شخصیت) عالی و جذاب | ۲۰ | هواتو دارم, آخرین فرصت, سرباز روز نهم, تنها گریه کن, بیست سال و سه روز, اسم تو مصطفاست, مجید بربری, گلستان یازدهم, وقتی مهتاب گم شد, آب هرگز نمی میرد, آن بیست و سه نفر, دختر شینا, بابا نظر, سلام بر ابراهیم ۱, همپای صاعقه, خاک های نرم کوشک, در کمین گل سرخ, فرمانده من, حماسه هویزه, روح الله |
| ۲ | متن شیرین و جذاب و هنرمندانه | ۹ | مربع های قرمز, اسم تو مصطفاست, آن بیست و سه نفر, خاک های نرم کوشک, در کمین گل سرخ, مدال و مرخصی, خداحافظ کرخه, شانه های زخمی خاکریز, پا به پای باران |
| ۳ | نگارش زیبا و رسا و لطیف | ۸ | پاییز آمد, هواتو دارم, آخرین فرصت, تنها گریه کن, مهاجر سرزمین آفتاب, گلستان یازدهم, وقتی مهتاب گم شد, آب هرگز نمی میرد |
| ۴ | ذوق و قریحه بالای نویسنده | ۷ | مربع های قرمز, گلستان یازدهم, آب هرگز نمی میرد, نورالدین پسر ایران, حوض خون, فرنگیس, دشت شقایق ها |
| ۵ | سند خوب و دقیق از دفاع مقدس | ۵ | سرباز کوچک امام, نونی صفر, خط فکه, فرهنگ جبهه: شوخ طبعیها, حماسه هویزه |
| ۶ | روایت صریح و صادقانه و ساده راوی | ۴ | آخرین فرصت, فرنگیس, گلستان یازدهم, نورالدین پسر ایران |
| ۷ | روایت با صمیمیت و صفا و اخلاص | ۴ | عباس دست طلا, یاد یاران, جشن حنابندان, یادداشت های ناتمام |
| ۸ | توجه به بخش ناگفته دفاع مقدس | ۳ | حوض خون, فرنگیس, معبد زیرزمینی |
| ۹ | سرگذشت پرماجرا و جذاب | ۳ | مهاجر سرزمین آفتاب, فرنگیس, عصرهای کریسکان |
| ۱۰ | متن مبتکرانه و نوآورانه | ۳ | اسم تو مصطفاست, تیپ ۸۳, گزارش یک بازجویی |
| ۱۱ | نمایش همزمان مظلومیت ما و خباثت دشمن | ۳ | عصرهای کریسکان, سرباز کوچک امام, پایی که جا ماند |
| ۱۲ | دارای ظرفیت ترجمه به زبانهای دیگر | ۳ | من زنده ام, خط فکه, عبور از آخرین خاکریز |
| ۱۳ | آمیختگی خاطرات به طنز و شیرین زبانی | ۳ | نورالدین پسر ایران, زنده باد کمیل, یاد یاران |
| ۱۴ | شرح خیلی خوب جزییات و ریزهکاریها | ۳ | لشکر خوبان, آتش به اختیار, گزارش یک بازجویی |
| ۱۵ | روایت دقیق روحیات و زندگی بسیجی | ۳ | نجیب, یاد یاران, خداحافظ کرخه |
| ۱۶ | نثر ساده و روان | ۲ | ایستگاه خیابان روزولت, خط فکه |
| ۱۷ | انتقال عمیق مفاهیم در قالب روایت عاشقانه | ۲ | بَشکوچ, پاییز آمد |
| ۱۸ | راوی عالی | ۲ | تنها گریه کن, نورالدین پسر ایران |
| ۱۹ | سلیقه تدوین عالی | ۲ | تنها گریه کن, آب هرگز نمی میرد |
| ۲۰ | توجه به گنجینه یادها و خاطرات آزادگان | ۲ | من زنده ام, اردوگاه عنبر |
| ۲۱ | گزارش عالی از جنگ | ۲ | در کمین گل سرخ, مدال و مرخصی |
| ۲۲ | توجه به خلأ رسانهای و تبلیغاتی جمهوری اسلامی | ۱ | ایستگاه خیابان روزولت |
| ۲۳ | توجه به جنگ روایتها در پیکار جهانی | ۱ | ایستگاه خیابان روزولت |
| ۲۴ | اقدام هوشمندانه و به موقع | ۱ | ایستگاه خیابان روزولت |
| ۲۵ | تحلیلهای منطقی، صادقانه و قانع کننده | ۱ | ایستگاه خیابان روزولت |
| ۲۶ | نام عالی کتاب | ۱ | ایستگاه خیابان روزولت |
| ۲۷ | بروز احساسات در متن کتاب، عالی | ۱ | هواتو دارم |
| ۲۸ | روایت عالی | ۱ | تنها گریه کن |
| ۲۹ | توجه به عاشقانه مادرانه | ۱ | تنها گریه کن |
| ۳۰ | یاد حالات شهدا قبل از شهادت شان | ۱ | مربع های قرمز |
| ۳۱ | مقدمه شاعرانه | ۱ | وقتی مهتاب گم شد |
| ۳۲ | نگارش صریح و کوتاه و بی حاشیه | ۱ | عصرهای کریسکان |
| ۳۳ | کتاب جامع – شامل تاریخ و شرح حال و غیره | ۱ | عصرهای کریسکان |
| ۳۴ | نمایش معجزه انقلاب اسلامی | ۱ | سرباز کوچک امام |
| ۳۵ | تصویر عالی از صحنه اسارت مردان ما | ۱ | پایی که جا ماند |
| ۳۶ | هنرمندی در مجسم کردن رنجها و شادیها | ۱ | من زنده ام |
| ۳۷ | کتاب در سطح جهانی | ۱ | دا |
| ۳۸ | توجه به خاطرات ارتشیها | ۱ | دشت شقایق ها |
| ۳۹ | امکان اقتباس؛ تبدیل به فیلم و رمان | ۱ | لشکر خوبان |
| ۴۰ | نمایش ظرافتهای حیرتانگیز عملیاتها | ۱ | همپای صاعقه |
| ۴۱ | ارائه اطلاعاتی از ارتش عراق | ۱ | پرواز شماره ۲۲ |
| ۴۲ | نمایش عظمت دفاع مقدس | ۱ | جدال در زیویه |
| ۴۳ | استفاده از آیات قرآن در روایت | ۱ | جنگ پا برهنه |
| ۴۴ | توجه به روایت جبههگیان رستههای غیررزمی | ۱ | شانه های زخمی خاکریز |
| ۴۵ | شرح لحظههای حساس و تعیینکننده جنگ | ۱ | مقتل |
| ۴۶ | پرداختن به حواشی مهم دفاع مقدس | ۱ | معبد زیرزمینی |
حال این ۴۶ مؤلفه را میتوان در یک دستهبندیِ کلی به چهار عنصر مرتبط با خلق و مصرفِ آثار ادبی مرتبط کرد؛ و از این عناصر در خلق کلاسهای آثار تقریظی بهره برد. این چهار عنصر، بطور کلی عبارتاند از : ۱) سوژه؛ که شامل فرد یا عملیات یا هر موضوع دیگری است که یک کتاب در پی توصیف و تبیین آن است؛ ۲) روایت؛ که عبارت از توصیفات و تبیینهای شاهد ماجراها و روایتگر سوژه است؛ ۳) متن؛ که حاصل قلم زدن و تنظیم و تدوین نویسنده است؛ و ۴) مخاطب؛ که – با تعبیری، تقلیل یافته – مصرف کننده این روایتها است. ۴۶ مؤلفهی موجود در تقریظهای رهبری بر کتابهای ادبیات دفاع مقدس، به این صورت، به این ۴ عنصر قابل تخصیص است:
| ردیف | عنصر | مؤلفهها |
| ۱ | سوژه | سوژه (شخصیت) عالی و جذاب | توجه به بخش ناگفته دفاع مقدس | سرگذشت پرماجرا و جذاب | توجه به گنجینه یادها و خاطرات آزادگان | توجه به خلأ رسانهای و تبلیغاتی جمهوری اسلامی | توجه به جنگ روایتها در پیکار جهانی | اقدام هوشمندانه و به موقع | توجه به عاشقانه مادرانه | یاد حالات شهدا قبل از شهادت شان | توجه به خاطرات ارتشیها | نمایش ظرافتهای حیرتانگیز عملیاتها ارائه اطلاعاتی از ارتش عراق | توجه به روایت جبههگیان رستههای غیررزمی | شرح لحظههای حساس و تعیینکننده جنگ | پرداختن به حواشی مهم دفاع مقدس |
| ۲ | متن (نویسنده) | متن شیرین و جذاب و هنرمندانه | نگارش زیبا و رسا و لطیف | سند خوب و دقیق از دفاع مقدس | ذوق و قریحه نویسنده | سلیقه خوب نویسنده | متن مبتکرانه و نوآورانه | آمیختگی خاطرات به طنز و شیرین زبانی | نثر ساده و روان | سلیقه تدوین عالی | گزارش عالی از جنگ | نام عالی کتاب | مقدمه شاعرانه کتاب | نگارش صریح و کوتاه و بی حاشیه | استفاده از آیات قرآن در روایت |
| ۳ | روایت (راوی) | روایت صریح و صادقانه و ساده راوی | روایت با صمیمیت و صفا و اخلاص | نمایش همزمان مظلومیت ما و خباثت دشمن | شرح خیلی خوب جزییات و ریزهکاریها | روایت دقیق روحیات و زندگی بسیجی | انتقال عمیق مفاهیم در قالب روایت عاشقانه | راوی عالی؛ روایت عالی | تحلیلهای منطقی، صادقانه و قانع کننده | بروز احساسات در متن کتاب، عالی | کتاب جامع – شامل تاریخ و شرح حال و غیره | نمایش معجزه انقلاب اسلامی | تصویر عالی از صحنه اسارت مردان ما در چنگال دشمن | هنرمندی در مجسم کردن رنجها و شادیها | نمایش عظمت دفاع مقدس |
| ۴ | مخاطب | دارای ظرفیت ترجمه به زبانهای دیگر | کتاب در سطح جهانی | ظرفیت اقتباس؛ تبدیل به فیلم و رمان |
حال با توجه به این عناصری از هر کتاب که در تقریظها به یک یا چند موردشان اشاره شده است، میتوان کلاسهایی از آثار تقریظی ساخت؛ و مشخص کرد که هر اثری در کدام یک از این کلاسها قرار میگیرد. البته اگر برخی از استثنائاتِ تقریظی را – که بیشتر در موج اولِ تقریظ بوده و مثلاً صرفِ پرداختن به یک موضوع خاص، رهبر انقلاب آن کتاب را جزو گزینههای ترجمه خوانده و مواردی از این دست – را کنار بگذاریم، در یک صورتبندیِ منطقی، میتوان کلاسهای حاصله از بررسی مؤلفههای موجود در تقریظها را به این صورت ارائه کرد:
| کلاس | عناصر تحسین شده در تقریظ |
| کلاس ۱ | اهمیت سوژه | روایت یا راوی | متن یا نویسنده | اهمیت مخاطب |
| کلاس ۲ | اهمیت سوژه | روایت یا راوی | متن یا نویسنده |
| کلاس ۳ | اهمیت سوژه | روایت یا راوی |
| کلاس ۴ | اهمیت سوژه | متن یا نویسنده |
| کلاس ۵ | اهمیت سوژه |