
جستوجوی حقیقت در آینه رنج و آزادگی
نقد و بررسی کتاب «پاسیاد پسر خاک»/ زندگی و زمانۀ حجتالاسلام سید علیاکبر ترابیفرد
بسم الله الرحمن الرحیم
یادمان علمی سید آزادگان:
اگر بنا باشد با عینکی علمی به تاریخ زندگانی سید علی اکبر ابوترابی فرد نگاه کنیم، میبایستی به سراغ کتاب «پاسیاد پسر خاک» اثر محمد قبادی برویم. چرا این کتاب را باید اثری علمی بدانیم؟ به دلیل آنکه نویسنده در حد وسع روزگار خود، از منابع مکتوب و غیرمکتوب را گرد هم آورده و سعی کرده از میان نوشتهها و مصاحبهها، آنچه که به واقعیت نزدیکتر است را به مخاطب عرضه کند. و این مطلب نه آنکه دیگر آثار دفاع مقدس غیرواقعی باشند که در واقع بیانگر زحمت نویسنده این کتاب برای رسیدن به واقعیت از بین منابع متکثر و احتمالا متعارض، میباشد. آقای قبادی در این اثر وسواس به خرج داده و سعی کرده قدمی خلاف آنچه که برایش مسلم شده است برندارد و ننویسد. این وسواس را میتوان در برخی عبارتها نظیر «بعید بهنظر نمیرسد» مشاهده کرد که نشان می دهد نویسنده هرچند به قطعیت نرسیده ولی احتمال مسئله را نیز کم نمیداند پس فهم خود را با عدم قطعیت و احتمال مطرح کرده است. با این تفاسیر توقع روایتی داستانی از این کتاب، توقعی نابهجاست که نویسنده تمام اهتمامش را بر کشف واقعیت گذاشته و نه پرداخت و پردازش روایت به منظور جلب نظر مخاطب.
تحقیقی دست اول و بر شانه پیشینیان:
نویسنده منابع پیش از خود را جمعآوری کرده و بین مطالب متعارض به گزینشگری پرداخته است. این نحوه عملکرد نویسنده باعث شده که مخاطب با مطالب آشفته و متعارضی که خاصیت روایتهای دست اول تاریخی میباشد رو به رو نشود و در خوانش کتاب بدون دست انداز پیش رود. نویسنده البته نه فقط به منابع قبلی اکتفا کرده که برای کشف واقعیت تاریخی با اطرافیان مرحوم ابوترابی نیز مصاحبه های متعددی انجام داده است. بر پایه این نوع عملکرد نویسنده میتوان از کتاب «پاسیاد پسر خاک» به عنوان کتابی که هم بر شانه پیشینیان خود سوار شده و هم آنکه خود بخشی از منابع دست اول در فضای تاریخ انقلاب اسلامی و زندگانی سید آزادگان است، یاد کرد. پس باید کتاب را هم منبعی دست اول، هم تحقیقی در بین منابع پیشین به شمار آورد و بین این دو جایگاه کتاب تفکیک قائل شد که در نهایت نسبت به قضاوت و تکیه به گزاره های آن اشتباهی رخ ندهد.
ساختار کتاب:
فصلبندی کتاب:
نویسنده زندگانی مرحوم ابوترابی را در دو بخشِ پیش و پس از انقلاب اسلامی آورده و هر یک از این بخش ها را نیز به سه فصل تقسیم کرده است. سه فصل پیش از انقلاب اسلامی شامل پیشینه خانوادگی و دوران کودکی و نوجوانی، تحصیلات کلاسیک و حوزوی و همچنین فعالیت های سیاسی می باشد. سه فصل پس از انقلاب اسلامی نیز شامل دوران قبل از اسارت، اسارت و دوران پس از آن می باشد. با توجه به اینکه کتاب به صورت روزشمار (کرنولوژی) تالیف شده است، تقسیم بندی بخش دوم تقسیم بندی خوبی به نظر می رسد اما جهت تقسیم فصول بخش اول چندان به قوت بخش دوم نمی باشد. واقعه اسارت در زندگی مرحوم ابوترابی واقعه مهمی است و بر همین اساس تقسیم زندگی ایشان به قبل و بعد و حین اسارت کاری شایسته بهنظر میرسد. اما تقسیم به دوران کودکی و نوجوانی، تحصیلات و فعالیت های سیاسی تقسیمی متداخل است و با ریل گذاری زمانی نویسنده همخوانی ندارد؛ چه آنکه گاه در میانه مبارزات، مرحوم ابوترابی به ادامه تحصیلات خود میپرداخته و اصلا تحصیلات ایشان در دوران کودکی و نوجوانی و پس از آن رقم خورده است! به نظر میرسد اگر نویسنده قصد حفظ ساختار سه فصلی را در بخش اول دارد، میبایستی سه فصل با عناوین پیشینه خانوادگی، قبل از آغاز مبارزات و بعد از آن را برای فصلبندی استفاده کند.
بخش اول: چهرهای مبارزاتی:
اگر از فصل ابتدایی کتاب که پیرامون خاندان و دوران کودکی مرحوم ابوترابی است بگذریم، در بخش اول تلاش نویسنده بر این بوده که در لابهلای وقایع چهرهای مبارز از ایشان ارائه دهد. شاید حتی گفتن این مطلب پُر بیراه نباشد که تلاش نویسنده در بخش آغازین در نهایت به آنجا رسیده که چهره مبارزاتی مرحوم ابوترابی بهانه ای برای بیان وقایع و شرح حال دیگران شده است! به طور مثال فصل پایانی بخش اول، شرح حالی است از شهید اندرزگو و روابط مرحوم ابوترابی با ایشان که حدود ۴۰ درصد از بخش اول را به خود اختصاص داده است. جاذبه شخصیت شهید اندرزگو چنان بالا بوده که گویا نویسنده در این قسمت عنان قلم را از دست داده و مرحوم ابوترابی را بهانهای برای پرداختن به شخصیت شهید اندرزگو قرار داده است. شاید بتوان توجیه کرد که شخصیت مرحوم ابوترابی در پرتو نور شهید اندرزگو قرار گرفته است و لازمه چنین رابطهای آن است که به مراد بیش از مرید پرداخته شود اما به نظر این توجیه چندان جالب نیست که موضوع کتاب، زندگانی مرحوم ابوترابی بوده و پرداختن به شخصیت دیگران نباید شخصیت ایشان را به حاشیه ببرد.
تلاش نویسنده در بخش اول آن بوده که بیش از همه چهره ای مبارزاتی از مرحوم ابوترابی ارائه دهد. این مطلب نه بدان معناست که مباحث مربوط به تحصیل و یا دیگر مسائل مرتبط در حاشیه است که نویسنده مفصل هم به این مطالب پرداخته ولی بیش از همه اینها، تمرکز نویسنده روی چهره مبارزاتی مرحوم ابوترابی بوده است.
بخش دوم: چهره پدری مهربان:
در بخش دوم تمرکز نویسنده بیش از بخش اول بر مرحوم ابوترابی بوده و شخصیت ایشان را بیشتر به تصویر میکشد. مرحوم ابوترابی تا قبل از شروع جنگ در گوشه و کنار به کارهای مختلف مشغول بوده و در راستای تحکیم انقلاب اسلامی میکوشد. با شروع جنگ خود را به جبهه رسانده و به همکاری با شهید چمران میپردازد. در جبهه خوش میدرخشد و نهایتا وقتی مشغول یک عملیات ایذایی است، به اسارت در میآید و فصل مهم زندگی این عزیز، از همینجا یعنی همان ماههای آغازین جنگ تحمیلی، شروع میشود. مرحوم ابوترابی با انتقال به اردوگاههای مختلف در طی حدود ۹ سال اسارت خود، سعی میکند هم جان و هم ایمان اسیران را حفظ کند. توصیههای هوشیارانه ایشان که از تقوای بالای او برمیخیزد، گره گشای روح و جان اسیران میشود. او که در دهه پنجم زندگیاش قرار دارد، همه اسرا را زیر بال محبت خود میگیرد و سعی میکند هیچکس از سفره محبت اسلام به دامن دشمن پناهنده نشود. پس از آزادی نیز از حال اسرا فارغ نشده و به جهت رسیدگی بهتر به ایشان وارد عرصه نمایندگی مجلس شورای اسلامی میشود.
بخش معظم کتاب به دوران اسارت می گذرد. تلاش نویسنده در بخش اول ارائه چهرهای مبارزاتی از مرحوم ابوترابی بود و در بخش دوم، قلم نویسنده به ارائه چهره پدری مهربان از ایشان میل پیدا میکند. در بخش اول هر چهقدر از خصوصیات فردی ایشان خیلی حرفی به میان نمیآید، در بخش دوم این مسئله مبسوط پرداخته میشود و روحیات و خلقیات ایشان پررنگتر روایت میشود.
فقدان ارائه تصویر جامع:
تلاش نویسنده برای ارائه چهرهای مبارز و در عین حال پدری مهربان از مرحوم ابوترابی ستودنی است و بیگمان در این مهم موفق عمل کرده است ولی آنچه در این میان حائز اهمیت جلوه میکند آن است که بیشتر سطور این اثر به تصویر حضور مرحوم ابوترابی در اجتماع میپردازد و کمتر به دیگر ابعاد شخصیت ایشان نگاه جدی دارد. به طور مثال بخش ازدواج و رابطه با خانواده و بستگان، تقریبا نادیده گرفته شده است. نویسنده در مقدمه از عدم امکان مصاحبه با همسر مرحوم ابوترابی سخن به میان آورده است ولی به هر حال ازدواج و رابطه با فرزندان و بستگان در این کتاب نادیده گرفته شده است تقریبا. تقریبا یعنی اینکه چند سطری به این مسئله پرداخته شده است ولی چیز مشت پرکنی نیست! فقدان پرداختن به دیگر زوایای شخصیت مرحوم ابوترابی باعث شده که این کتاب با همه زحماتی که برای آن کشیده شده است، از زمره منابع جامع پیرامون شخصیت ایشان خارج شود.
چنانچه چهره جامعی از ایشان ارائه میشد، فصلبندی هم دچار تغییراتی میشد که ملاک فعلی برای فصلبندی، وقوع یک ماجرای مهم است و نویسنده این ماجرا را در تصویر اجتماعی مرحوم ابوترابی جستجو کرده و حال آنکه شاید وقایع مهم دیگری هم بوده باشند که در تصویر اجتماعی مرحوم ابوترابی نگنجیده باشند.
خط سیر زمانی:
نویسنده وقایع را به صورت خطی و زمانی پیش میبرد که خاصیت کتب علمیِ تاریخی هم چنین نحوه نگارشی است ولی این خط زمانی، گاه تند میشود و گاه کند. همانطور که پیشتر گفته شد، روحیه مرحوم ابوترابی (روحیه ایشان در اجتماع) بیشتر در بخش دوم مورد بررسی قرار گرفته است و همین باعث شده که سرعت روایت در بخش دوم به تندی بخش اول نباشد و این عدم توازن گاه چندان جالب بهنظر نمیرسد.
از طرف دیگر سعی در حفظ خط سیر زمانی باعث شده مطالب فاقد وزندهی مناسب باشند. به این معنی که گاه برخی مطالب مانند انتقال از یک اردوگاه به اردوگاه دیگر و تاریخ آن، هرچند که برای ثبت در تاریخ مهم است ولی همان مقدار از حجم کتاب را به خود اختصاص میداد که برخی مطالب مهمتر. چنین رویکردی ممکن است باعث گم شدن مطالب مهم در لابهلای دیگر مطالب شود و فراز و نشیبها را یکسان نشان دهد و یا حتی ممکن است باعث ایجاد کژتابیهایی در برداشت از شخصیت مرحوم ابوترابی شود.
مسئله عدم وزندهی مناسب البته فقط به علت حفظ خط سیر زمانی نیست و عوامل دیگری در آن دخیل بوده اند. به هر حال هرچه که بوده، بهنظر برخی وقایع و مسائل جای شرح بیشتری داشت و تکیه بر آن، و برعکس.
مخاطب کتاب:
با توجه به نگارش علمی کتاب، نباید خیلی انتظار اقبال عموم مردم به این کتاب را داشته باشیم که ذائقه عموم مردم به سمت کتابهای فاقد پرداخت ادبیاتی، خصوصا ادبیات داستانی، نمیرود. از طرفی هم چون این کتاب، یک کتاب پیرامون زندگانی شخصیتی جذاب است و در حیطه تاریخ، خواه ناخواه در زمره کتب داستانی هم قرار میگیرد. قلم نویسنده هم روان است و به دور از اغلاقهای مختلف. مجموع این نکات باعث میشود که مخاطب کتاب را اولا محققان پیرامون تاریخ و زندگانی افراد موثر انقلاب اسلامی و ثانیا عموم مردم علاقمند به شخصیت مرحوم ابوترابی بدانیم.
طرح یک پیشنهاد:
کتب دفاع مقدس در کشور ما، علاوه بر آن که کارکرد تاریخی دارند، ماموریت مهمتری هم بر عهده دارند که همان فرهنگسازی بین عموم مردم باشد.
به همین خاطر بهنظر میرسد ضمن حفظ شأن این اثر لازم است اثری برای عموم مردم و مناسب ذائقه ایشان، با وزندهی مناسب مطالب و همچنین پرداخت جامع به شخصیت مرحوم ابوترابی تهیه شود. واقعیت مطلب این است که این کتاب اگر پیرامون شخصیت جذاب مرحوم ابوترابی و شهید اندرزگو نوشته نشده بود، خواهان چندانی از عموم مردم نداشت که فاقد ویژگیهای جذب عمومی است بهنظر. از طرفی نیاز به اثر علمی در مورد دفاع مقدس هم احساس میشود. پس برای جمع بین دو طرف میبایستی اثری عامه پسند پیرامون شخصیت مرحوم ابوترابی تالیف شود.

