
محسن عمادی: بزرگترین غفلت، عدم توجه به دانشآموزان و نسل جوان است
گفت و گو با محسن عمادی، مدیر انتشارات شهید ابراهیم هادی
انتشارات شهید ابراهیم هادی با تمرکز بر ترویج فرهنگ دفاع مقدس و سبک زندگی شهدا، نقش مهمی در ادبیات پایداری ایفا کرده است. در این گفتوگو، با آقای عمادی، مدیر این انتشارات، درباره اهداف، دستاوردها، چالشها و غفلتهای حوزه ادبیات دفاع مقدس به گفت و گو نشستیم.
به نظر شما مأموریت و کارکرد اصلی ادبیات پایداری و مقاومت چیست و چرا رهبر انقلاب بر روی آن تأکید دارند؟
برای پاسخ به این سؤال، باید ببینیم دوران دفاع مقدس چه ویژگیهایی داشت که امروز در جامعه ملموس نیست و چرا حضرت آقا و بزرگان اصرار دارند که آن حال و هوا دوباره در کشور برقرار شود. من کودکیام را در آن دوران گذراندم و دوره راهنمایی بودم که جنگ تمام شد. یادم است مسجد محل ما برای دعای کمیل، دعای توسل و نماز جماعت چه جمعیتی داشت. مردم چند ویژگی داشتند: اول اینکه مرگ را نزدیک میدیدند و این باعث میشد آلوده دنیا نشوند. این بالاترین ویژگی آن زمان بود. مردم به موضوعات مذهبی و دینی علاقه داشتند و باورهایشان تقویت شده بود.
متأسفانه بعد از جنگ، بهویژه از سال ۶۸ با شروع دولت سازندگی، این آرمانها و ارزشها کنار گذاشته شدند. اگر رهنمودهای حضرت آقا نبود، شاید این دوران به فراموشی سپرده میشد. تفاوت دفاع مقدس ما با جنگهای دنیا در این است که جنگ در دنیا منفور است و کسی به آن نمیپردازد، اما در کشور ما انسانساز بود. شهدا از دست نرفتند، بلکه به دست آمدند.
از نظر مادی، ما در دفاع مقدس با حداقل امکانات و در محاصره شدید بودیم، اما به این نتیجه رسیدیم که باید روی پای خودمان بایستیم. انسانهایی مثل حسن باقری و حسن تهرانیمقدم در این دوران شناسایی و شکوفا شدند. تأکید حضرت آقا بر زنده نگه داشتن دفاع مقدس به این دلیل است که این باورها و استعدادها کشف شوند. اگر فرهنگ دفاع مقدس به جامعه تسری پیدا میکرد، ما در زمینههای اقتصادی، تکنولوژی و فرهنگ هم حسن باقریهایی داشتیم. اما این اتفاق نیفتاد و بیشتر در بعد نظامی متمرکز ماندیم. ای کاش این فرهنگ در ابعاد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هم گسترش مییافت تا نخبگان بیشتری تربیت شوند.
به عنوان یکی از فعالان حوزه ادبیات پایداری به عقیده شما تا چه حد در انتقال فرهنگ جبهه و دفاع مقدس به جامعه موفق بودهایم و چه نمونههای موفقی داریم؟
من خودم از مخاطبان کتابهای دفاع مقدس بودم. سال ۶۰ که سال آخر دبیرستانم بود، کتابهای احمد دهقان مثل ستارههای شلمچه و روزهای آخر را میخواندم و اشک میریختم. آن سالها به دوستانم کتاب میدادم. تا سال ۶۹ و ۷۰، نهادهای مختلفی شروع به چاپ کتابهای دفاع مقدس کردند، اما بعد توقفی ایجاد شد تا اواخر دهه ۸۰. از سال ۸۶ و ۸۷، بهویژه بعد از فتنه ۸۸، حضرت آقا دوباره روی این موضوع تأکید کردند. ایشان در جمع هنرمندان، کتابهایی مثل خاکهای نرم کوشک را توصیه میکردند و این باعث شد توجهها به این حوزه برگردد.
مثلاً کتاب روزهای آخر احمد دهقان چاپ اولش سال ۶۹ بود و چاپ دومش سال ۸۷. در این فاصله، کسی سراغ این کتابها نمیرفت. با سفارشات حضرت آقا، خاطرات شهدا وارد کتابهای درسی شد و بسیج اقشار و بسیجیها شروع به مطالعه این آثار کردند.
یکی از نمونههای موفق، شهید محمد عبدی است که مسئول فرهنگی یک مسجد بود و حدود ۵۰۰ نفر را در مسیر انقلاب و شهدا تربیت کرد. او سال ۶۲ به شهادت رسید، اما تأثیرش ماندگار بود. نمونه دیگر، شهید مصطفی صدرزاده است که در منطقه شهریار، با توزیع کتاب سلام بر ابراهیم، جوانان بسیاری را جذب مسجد کرد. حتی چند شهید هوافضا از شاگردان او بودند. صدرزاده میگفت کتاب سلام بر ابراهیم را انتخاب کرده چون دهها سرفصل سبک زندگی مؤمنانه در آن ارائه شده است.
اگر حضرت آقا اینقدر روی دفاع مقدس تأکید میکنند، به خاطر سبک زندگی رزمندگان است که متأسفانه بعد از جنگ فراموش شد. در آن زمان، با وجود مشکلات پیچیدهتر، رشد جمعیت بالا بود و مردم به مسائل دینی پایبند بودند. اما امروز، رفاهزدگی باعث شده حتی قشر مذهبی کمتر به این مسائل توجه کنند.
قلههای موفقیت ادبیات پایداری کداماند و چه نمونههایی از انتقال موفق فرهنگ دفاع مقدس داریم؟
کتابهایی که حضرت آقا تقریظ کرده یا توصیه میکنند، سبک زندگی را ترویج میدهند. مثلاً کتاب حوض خون از زنانی میگوید که در بدترین شرایط، ایثار و فداکاری کردند. من زندهام داستان زنی است که در شرایط سخت، زندگی را مدیریت کرد. خاکهای نرم کوشک هم درباره فردی است که با وجود مشکلات، محور کارش رضای خدا بود. این کتابها سبک زندگی را نشان میدهند، نه فقط وقایع جنگ.
مثلاً ابراهیم هادی در خاطراتش اهمیت نماز اول وقت را نشان میدهد. او میگفت اگر به خانه بروم، نماز صبحم قضا میشود، پس پشت در مسجد میخوابم تا برای نماز جماعت بیدارم کنند. این سبک زندگی است که اگر رعایت شود، در بسیاری از زمینهها موفق خواهیم بود.
شهید صدرزاده نمونهای است که با الگوبرداری از ابراهیم هادی، این فرهنگ را به دیگران منتقل کرد. اینها قلههای ادبیات پایداری هستند که سبک زندگی شهدا را به جامعه معرفی میکنند.
از چه موضوعات یا مخاطبانی در ادبیات دفاع مقدس غفلت کردهایم؟
بزرگترین غفلت، عدم توجه به دانشآموزان و نسل جوان است. اگر ابراهیم هادی امروز بود، تمرکزش را روی مدارس میگذاشت. یادوارههای شهدا اغلب برای افراد مسن برگزار میشود، در حالی که باید در مدارس و برای نوجوانان باشد. دشمن روی این نسل سرمایهگذاری میکند، اما ما کمتر به آنها توجه کردهایم.
فیلم اخراجیها با زبان جدید، توانست دانشآموزان را جذب کند چون قشرهای مختلفی مثل لاتها را در جبهه نشان داد. اگر ادبیات دفاع مقدس با زبان جذاب برای جوانان ارائه شود، میتوانند با آن همذاتپنداری کنند. مثلاً دختری که با خواندن کتاب ابراهیم هادی متحول شد و در تشییع حاج قاسم به شهادت رسید، نمونهای از این تأثیر است. باید مفاهیم دفاع مقدس را به عرصه تعلیم و تربیت بیاوریم.
به نظر شما آیا در گزارشنویسی دفاع مقدس، بهویژه در پاسخ به پرسشهای «چرا جنگیدیم؟ با چه کسانی جنگیدیم؟ چگونه جنگیدیم؟ و تبعات آن چه بود؟» غفلت کردهایم؟
بله، غفلتهایی وجود داشته است. رهبر انقلاب اشاره کردهاند که ای کاش این مسائل بهتر منتقل میشد. برخی مسئولین دفاع مقدس را فقط جنگ و خونریزی میدانند و مخالف مطرح کردن آن هستند. حتی افرادی مثل مسعود بهنود در خارج از کشور شروع به روایت دفاع مقدس از دیدگاه خود کردهاند، در حالی که ما کمکاری کردهایم. ما باید مستند توضیح دهیم که برای دفاع از اسلام و انقلاب جنگیدیم، با حمایت دنیا از دشمن مقابله کردیم، با کمترین امکانات و ایثار جنگیدیم، و نتیجهاش خودباوری و صدور انقلاب بود. برخی مسئولین هنوز این دیدگاه را ندارند و این یک مشکل است.
آیا امروزه خلأ نهادی در حوزه ادبیات دفاع مقدس وجود دارد؟
مشکل، نبود نهاد نیست، بلکه عملکرد نادرست برخی نهادهاست. بعضی مسئولین که خودشان در جنگ نبودند یا دیدگاه متفاوتی دارند، تصمیماتی گرفتهاند که به این حوزه آسیب زده است. مثلاً در چاپ کتاب مدافعان حرم سال ۹۳، وزارت ارشاد موانعی ایجاد کرد چون ادعا میشد حضور نظامی در سوریه نداریم. برخی ناشران دولتی با بودجههای کلان، کتابهای بیکیفیت چاپ میکنند که فقط برای گزارش عملکرد است. مثلاً کتابی درباره شهدای مدافع حرم چاپ شد که فقط عکس و بیوگرافی ساده داشت، بدون اثرگذاری. ناشران خصوصی مثل ما با مشکلات مالی، اجاره و نیروی انسانی مواجهاند، اما ناشران دولتی امکانات رایگان دارند. در یک ارگان، با بودجه ۶ میلیون، فقط ۴ کتاب چاپ کردند، در حالی که من با ۲۰۰ میلیون میتوانستم ۲۰ کتاب چاپ کنم. برخی مسئولین این حوزه انگیزه ندارند و فقط برای حقوق کار میکنند. اگر افراد متعهدی مثل مرتضی سرهنگی نبودند، این حوزه پیشرفت نمیکرد.
آیا هدف «صد برابر شدن» ادبیات دفاع مقدس که در مطالبات رهبر انقلاب میباشد شدنی است؟ اگر بله راه تحقق آن را چگونه میبینید؟
هدف صد برابر شدن یک آرمان است. وقتی خبر رسید که سلام بر ابراهیم ۵۰۰ هزار نسخه فروش کرده، حضرت آقا گفتند چرا ۵ میلیون نشود؟ اما موانعی وجود دارد:
اول، فضای مجازی که جوانان را از کتاب دور کرده است. دوم، مشکلات اقتصادی که باعث شده کتاب از سبد خرید مردم خارج شود. مثلاً قبلاً چاپ اول کتاب را ۵ هزار نسخه چاپ میکردیم، اما حالا ۱۵۰۰ نسخه هم دو سال طول میکشد فروش برود. سوم، نبود حمایت کافی. مثلاً قیمت کاغذ از ۴۰ هزار تومان به ۱.۸۵ میلیون تومان رسیده، اما درآمد مردم اینقدر رشد نکرده است.
صد برابر شدن به معنای افزایش الگوسازی از شهداست. اگر این الگوها صد برابر شوند، مشکلات جامعه کم میشود. مثلاً در کشمیر، کتاب سلام بر ابراهیم ترجمه شد و یک دختر مسیحی با خواندن آن گفت اگر اسلام این است، من مسلمانم. یا در یک روستا، یک معلم با ترویج فرهنگ شهدا، باعث شد جوانان درسخوان شوند و مشکلاتی مثل طلاق کاهش یابد. اگر روی نسل جوان، تولید آثار جذاب و حمایت از ناشران متعهد تمرکز کنیم، این هدف محقق میشود.
آیا مستند بودن آثار دفاع مقدس مانع قصهگویی و جذابیت آنها میشود؟
برای تاریخ دفاع مقدس، مستند بودن ضروری است، اما در خاطرهگویی باید تعادل داشت. برخی خاطرات، حتی اگر واقعی باشند، ممکن است بدآموزی داشته باشند. مثلاً در سلام بر ابراهیم، برخی خاطرات به دلیل عدم تأیید راویان یا احتمال غلو حذف شدند. مثلاً خاطرهای درباره حضور معنوی حضرت زهرا در مجلس ابراهیم هادی بود که راوی گفت حذف شود چون ممکن است غلو تلقی شود.
یا مثلاً خاطرهای که ابراهیم هادی با حسین اللهکرم دعوا کرد، اما بعد عذرخواهی کرد، ضرورتی برای ذکر نداشت. در کتاب دیگری، ماجرای ازدواج یک شهید با روشی نامناسب مطرح شده بود که بدآموزی داشت. هر واقعیتی را نباید گفت اگر به الگوسازی لطمه بزند.
برای سلام بر ابراهیم، دو سال وقت گذاشتیم و خاطرات را با تأیید راویان و خانواده پالایش کردیم. این کتاب در کشمیر هم با استقبال مواجه شد چون ۳۲ سرفصل دینی را در قالب خاطرات ارائه میدهد. باید خاطراتی انتخاب شوند که هم مستند باشند و هم الهامبخش.
و در آخر باید عرض کنم که ادبیات دفاع مقدس ظرفیت بالایی برای اثرگذاری دارد. با تمرکز بر نسل جوان، تولید آثار جذاب و مستند، و رفع موانع اقتصادی و نهادی، میتوان فرهنگ شهدا را در جامعه نهادینه کرد و به هدف صد برابر شدن نزدیک شد.
