
بسم الله الرحمن الرحیم
معرفی:
یکی از درگیری های مرسوم بین نویسندگان و راویان کتب دفاع مقدس، روایت ناصحیح از واقعیت است. فقدان درک درست از واقعیت دفاع مقدس موجب عدم پایبندی به آن و تولید روایتی اغراق آمیز یا ناکافی میشود و این مشکل معمولا در کتابهایی رخ میدهد که راوی غیر از نویسنده باشد. این مشکل با وحدت راوی و نویسنده در کتاب «نونی صفر» برطرف شده است.
سید حسن شکری در این کتاب، راوی چهار پرده از دفاع مقدس است. در هر پرده روایت کامل حضور خود را در قبل، حین و بعد از عملیات بیان میکند و روایتگر سختی و آسانی و خوشی و ناخوشی عملیاتها با جزئیات کامل میشود. در پرده اول به عملیات والفجر هشت در شبهجزیره فاو میپردازد. حضوری که یک ماه و نیم پس از عملیات بار دیگر تجدید میشود. در پرده دوم، عملیات کربلای یک که بهمنظور آزادسازی مهران اتفاق افتاد به نمایش درمیآید. مولف در پرده سوم، انتهای عملیات کربلای پنج را به تصویر میکشد. این پرده، روایتگر مجروح شدن نویسنده و شهادت برادرش است. پرده آخر کتاب نیز برای روایت عملیات کوهستانی بیتالمقدس ۴ تخصیص داده شده است.
ویراست دوم این کتاب در زمستان ۱۳۹۹ توسط انتشارات روایات باران در ۲۹۶ صفحه به طبع و انتشار رسیده است.
ساختار:
این اثر با مقدمهی مختصر ناشر پیرامون توصیف ویژگی های مثبت کتاب نظیر «پایبندی به واقعیت و پرهیز از مبالغه» شروع میشود که بهنظر توصیف مفیدی از کتاب میباشد. توصیفی که با یادداشت نویسنده در ابتدای کتاب پیرامون واقعی بودن و عدم دخل و تصرف در روایتها مورد تاکید قرار میگیرد. پس از این مطلع مختصر، نویسنده مطالب خود را در چهار فصل با عنوانهای «سهراهی نمک»، «سنگشکن»، «نونیِ صفر» و «صخرههای عقیق» سامان میدهد. نامگذاری این فصول براساس مکانی است که در آن عملیات صورت پذیرفته است. این چهار عملیات نسبت به یکدیگر دچار انقطاع زمانی و مکانی اند و نویسنده سعی در اتصال آنها به یکدیگر ندارد. در نتیجه میتوان گفت این اثر شامل چهار خاطره مجزاست که نخ اتصال آنها به یکدیگر، وجود برخی عناصر مشترک نظیر نویسنده و همرزمانش میباشد.
این کتاب نه یک اثر ادبی و نه یک اثر پژوهشی بلکه خاطره نگاری است. خاصیت خاطره نگاری آن است که از یکسو دل در گرو کتب ادبی نظیر داستان دارد و از سوی دیگر خود منبعی برای پژوهش شمرده میشود. نویسنده گرچه در ابتدای فصل اول و برخی فرازهای دیگر کتاب قلم خود را به سمت داستاننویسی چرخانده است و از سوی دیگر با دقت در بیان جزئیات، خواهان جایگاه مناسبی برای کتاب در عرصه پژوهش شده است ولی فقدان عناصر اصلی داستان نظیر شخصیت پردازی و ایجاد تعلیق از یکسو و همچنین فقر ارجاع به اسناد معتبر دفاع مقدس و عدم مصاحبه با دیگر حاضرین در عملیات از سوی دیگر، باعث میشود که کتاب، در زمره کتب خاطرهنگاری باقی بماند. آنچه که در این اثر روایت میشود مشاهدات مولف است. همین امر موجب میشود که این کتاب ضمن آنکه میتواند مخاطب عام را با داستان خود همراه سازد، جزو منابع دست اول در زمینه مطالعه عملیات های یادشده برای پژوهشگران نیز به شمار آید.
تفکیک نقشه و عکس از متن اصلی کتاب، در برخی کتب دفاع مقدس مرسوم است و در این کتاب نیز در حدود ۹۰ صفحه انتهایی به عکسها، نقشه ها و اسناد اختصاص داده شده است. به نظر میرسد با توجه به اینکه تمرکز مولف بر بیان وقایع عملیات میباشد، عدم انفکاک نقشه ها از متن اصلی و نمایش آنها در ضمن توضیح مسیر و شیوه عملیاتی در گیرایی و همراهی مخاطب موثر باشد.
سبک نگارش:
زاویه دید مرسوم خاطره نگاری، اول شخص است و مولف نیز از همین زاویه دید استفاده کرده است. تمرکز او روی اتفاقات عملیات بوده است و از پرداختن به حواشی پرهیز کرده است به حدی که در توصیف شخصیتها (به جز اندک مواردی نظیر توصیف پیشینه شهید رضا ارومیان در صفحه ۴۵) به مهمترین نکته ها در رفتار و پیشینه اکتفا شده است و در هر فصل توضیحات مختصری پیرامون اهمیت عملیات و نتیجه آن داده است.
تمرکز بر عملیات و بیان جزئیات آن باعث شده است که سرعت روایت وقایع مربوط به عملیات بسیار آرام و در دیگر موارد (مواردی که مستقیم مربوط به عملیات نمیباشد) شاهد شکست زمانی چند روزه باشیم. به طور مثال نویسنده در صفحه ۸۹ مرخصی اجباری چند روزه را در یک سطر با عبارت «چند روزِ حضور در تهران، بر ما چند ماه گذشت، ولی هر چه بود گذشت» توصیف کرده و یا در صفحه ۷۳ فاصله بین دو حضور در عملیات را در جمله «با گذشت حدود یک ماه و نیم از پیروژی والفجر ۸، ساعات پر افتخار دیگری فرا رسیدند» خلاصه کرده است. در مقابل در صفحه ۵۱ هنگامی که میخواهد بخشی از عملیات را توصیف کند برای دقایق هم ارزش قائل است و عبارت «حدود چهل و پنج دقیقه در راه بودیم، که به موضع توپخانهی ۱۳۰ میلیمتری دشمن رسیدیم» را مینگارد.
نویسنده گاه قلم خود را به سمت توصیفات ادبی کشانده است. برای مثال در صفحه ۷۳ عبارت «آن روز، اروند فوقالعاده مواج بود؛ مثل دریایی طوفانی امواجش را به ساحل می کوبید؛ طوفانی که در مقایسه با بزرگی طوفان دل ما، کوچک بود. ما هم مواج انتقام بودیم» را به نگارش درآورده است اما تعداد این توصیفات چندان بالا نیست و در زیر سایه صراحت قلم نویسنده، چندان مجال عرض اندام پیدا نمی کنند. آقای شکری در سرتاسر کتاب خود حتی در نقل گفتوگوها نیز از زبان معیار استفاده کرده است. آنچه بیشتر هنگام مطالعه کتاب به ذهن متبادر میشود این است که نویسنده، چه در نوع نگارش و چه در محتوا، هر آنچه که یک راوی در سرزمینهای عملیاتی روایت میکند را به رشته تحریر درآورده است. یعنی با وجود آنکه برخی عبارتها ادبیست و با وجود آنکه از زبان معیار استفاده شده است ولی خاصیتِ خاطرهگویی یک راوی حفظ شده و عبارت پردازیها بیشتر حال و هوای نگاره های یک نویسنده تازهکار را دارد. برای مثال عبارت «رویم نمیشد او را در آغوش بگیرم» در صفحه ۴۸، یک جمله مصطلح در زبان محاوره است که به زبان معیار نوشته شده و پرداخت ادبی روی آن صورت نگرفته است. توضیح بیشتر آنکه این اثر، با اینکه سرتاسر با زبان معیار نوشته شده است ولی زبان واحدی ندارد؛ چه آنکه نویسنده گاه ذوق ادبی به خرج داده، گاه همان عبارت محاورهای را با زبان معیار نوشته و گاه دست از توصیف برمیدارد و به صراحت مینگارد.
البته باید خاطرنشان کرد که مخاطب هرچه به انتهای کتاب نزدیک میشود بیشتر درگیر محتوا شده و از روبنای کار فارغ میشود و این مسئله به سبب جذابیت و گیرایی محتوا است.
محتوا:
مولف، چهار عملیات را بیشتر به لحاظ نظامی بررسی میکند. بیان جزئیات وقایع، شاخصهای پررنگ در این اثر است و همین مسئله، حس ترس، اضطراب، خوشحالی، ناراحتی و … که در طول عملیات ممکن است برای یک رزمنده رخ بدهد را به مخاطب منتقل میکند. علاوه بر این، باعث می شود که این اثر جزو آثار مورد مراجعه پژوهشگران قرار گیرد.
تمرکز مولف بر مناطق عملیاتی است و در خلال آن به برخی ویژگیهای فرهنگی رزمندگان و فضای معنوی ایشان اشاره میکند. هر فصل با مقدمهای در مورد عملیات شروع میشود اما این مقدمه، همه ابعاد عملیات و میزان اهمیت آن را تشریح نمیکند و مولف بر مقدمه ای پیرامون آنچه که برای خودش در عملیات رقم خواهد خورد، تمرکز میکند و به بیش از آن نمیپردازد.
وقایع در سالهای ۶۴ تا ۶۷ و در مناطق عملیاتی فاو، مهران، دریاچه ماهی شلمچه و دربندیخان به وقوع می پیوندد و نویسنده به وضعیت فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و … جامعه نمی پردازد. تنها در خلال توضیحات مولف پیرامون برخی شهدا میتوان به پیشینه اجتماعی و فرهنگی شهدا پی برد. دلایل شروع جنگ، پشتیبانان جنگ، مقصر و پیروز و بازنده جنگ، در این اثر جزو مواردی هستند که نویسنده به آنها نمی پردازد. تمرکز نویسنده بر بیان پیروز هر عملیات و ثمرات این پیروزی و بیش از آن، بیان فداکاری هایی است که موجب این پیروزی شده است.
نویسنده علاوه بر بیان خاطرات خود گاه به سمت تحلیل و بیش از آن تصریح به ویژگی های خوب رزمندگان نیز حرکت کرده است. «تصریح به رفتار خوب و تاکید بر آن» یکی از نکاتی است که در کتاب پررنگ است و این سبک برخورد با مسئله، کتاب را از حالت داستانی خارج میکند و به جستار نزدیک.
باید توجه داشت روحیه رزمندگان که نویسنده خود یکی از ایشان میباشد، چنین است که به سمت تعریف از خود نمیروند و به همین دلیل نویسنده مکرر به شوخیها و یا تنبلی خود اشاره میکند نه کارها و تلاشها. لذا بایستی با چنین عینکی روایت مولف از کتاب مطالعه شود تا عمق واقعی وقایع به دست آید.
نشر:
تصویر روی جلد چاپ سال ۱۳۸۷، به حال و هوای محتوای کتاب بیشتر شباهت داشت؛ چه آنکه نویسنده با بیان جزئیات فراوان، حس ترس و اضطراب و امید و … را در مخاطب ایجاد میکرد و این حسها، واقعیت عملیات بود و طراح جلد این چاپ، با طراحی خود به چنین واقعیتی اشاره داشت. اما باید پذیرفت که طراحی های قدیمی و صریح، چندان به مذاق مخاطب فعلی خوش نمیآید و به همین دلیل طراحی فانتزی تصویر روی جلد ویراست دوم را باید انتخاب مناسبتری نسبت به تصویر روی جلد ویراست اول کتاب دانست. طراح تصویر جلد، میثم محمدحسنی، جزو طراحان شناخته شده و چیرهدست است ولی در طراحی روی جلد این کتاب، به تایپوگرافی سادهای با پس زمینه نقشه عملیات اکتفا کرده و انتظار بیشتری از او وجود داشت.
پیشنهاد نویسنده برای نشان دادن نام شهدا با رنگ قرمز در متن کتاب، پیشنهاد مبتکرانه و زیبایی بود و من پیش از آن، در کتاب دیگری این مسئله را ندیده بودم.
قسمت متنی کتاب حدود دویست صفحه است ولی بهنظر میرسد این دویست صفحه، نسبت به دیگر کتب حجم بیشتری از کلمات را در خود جای داده باشد؛ پاراگرافها بسیار طولانی بسته شده و بهخصوص در اوایل کتاب با آنکه امکان ایجاد چند پاراگراف برای جملات مختلف وجود داشت، اما به یک پاراگراف بسنده شده است. به نظر میرسد در ویراست بعدی در پاراگرافبندی باید تجدید نظر به عمل آید.
تمرکز نویسنده بر بُعد نظامی عملیاتها، بیان جزئیات زیاد، دقت در بیان جزئیات و عدم اتصال بین فصول، این ذهنیت را ایجاد میکند که این کتاب، در واقع چهار کتاب کوچک است که در یک مجلد به چاپ رسیده است. مخاطب این چهار داستان، عام است؛ چه به لحاظ جنسیت، چه بهلحاظ سن، چه به لحاظ سطح فرهنگی و سواد و … . به نظر همگان با این اثر همراه میشوند و بازخوردهای خوبی هم از طیف های مختلف نسبت به این اثر در فضای مجازی قابل مشاهده است. چاپ حدود ۲۵۰۰۰جلد از این کتاب در بازه سالهای ۸۲ تا ۹۱ خود شاهد مهم تری برای ارتباطگیری عموم مردم با این کتاب است. ویراست دوم این کتاب که در سال ۱۳۹۹ در هزار مجلد به چاپ رسیده است، بخشی از این افت تعداد نشر طی سالهای دهه نود، بر اثر گران شدن روز افزون قیمت کتاب صورت گرفته است و طبیعی است ولی بایستی علت عمده آن را در فقر تبلیغات کافی جستجو کرد.
این کتاب، قابلیت تبدیل به چهار فیلم سینمایی (ژانر جنگی!)، چهار بازی رایانهای و چندین اثر صوتی را دارد. چنانچه فیلم سینمایی و یا سریالی به این اثر بپردازد، بهنظر میرسد که در اقبال مخاطبین به این کتاب موثر واقع خواهد شد. ضمن آنکه ویرایش مجددی برای پاراگرافبندی آن لازم است.
جمع بندی:
«نونی صفر»، چهار پرده از حضور سید حسن شکری در چهار عملیات مختلف است. نویسنده با قلمی صریح و با دقتی مثالزدنی در بیان جزئیات، به روایت وقایع میپردازد و مخاطب عام را با خود در درک حس ازخودگذشتگی، ترس، اضطراب، امید و … همراه میسازد. این اثر با آنکه خاطره نگاری است و به داستان های امروزین و مورد اقبال چندان شباهت ندارد ولی جذابیت بالای محتوای آن توانایی همراه کردن مخاطب را با خود دارد. بهنظر تولید آثار رسانهای به خصوص تولید فیلم سینمایی و بازی رایانه ای از این اثر، به خصوص در فضای پس از جنگ دوازده روزه، بسیار در فرهنگ عمومی موثر خواهد بود و به احیای این اثر هم کمک خواهد کرد.

