| توضیحات |
داستان بلند شبی که جرواسک نخواند درباره حوادثی است که در روزهای آغاز جنگ تحمیلی برای خانوادهای از اهالی خرمشهر پیش میآید. میلو، پسر خانواده، راوی داستان است. او با یادآوری خاطرهها و اتفاقهایی که برای خانوادهاش و همسایهها و دوستانش به وجود آمده است، خوانندگان داستان را با اوضاع و احوال آن روزگار آشنا میکند و آنان را با سختیها و دشواریهای مردم مناطق جنگی همراه میسازد.nبه غیر میلو، ماهی، بیبی جواهر، کامل، صیاد، آقای فیضی، احمد آقای شانزه لیزه، رزاق، کاووس، بیدخ، طاغیها، زرینیها و … شخصیتها و عناصری هستند که با حضورشان، داستان را پیش میبرند و مخاطب را در فضای تلخ و شیرین آن لحظهها قرار میدهند. |