
از زیست مؤمنانه تا شهادت
نقد و بررسی کتاب «هواتو دارم»/ روایت زندگی شهید مدافع حرم مهندس مرتضی عبدالهی / نوشتۀ محمدرسول ملاحسنی
کتاب هواتو دارم اثری در حوزه ادبیات مقاومت است که به زندگی و سلوک معنوی شهید مدافع حرم، مهندس مرتضی عبدالهی میپردازد. این کتاب توسط محمدرسول ملاحسنی نگاشته شده و بر اساس خاطرات همسر، خانواده، دوستان و همرزمان شهید تدوین گردیده است. روایت اثر، خطی و بر مبنای سالشمار زندگی شهید است و از دوران نوجوانی آغاز میشود. ازدواج او با «ستاره» (نام مستعار همسر) نقطه عطفی در کتاب است. زندگی خانوادگی، روابط عاطفی و تربیت فرزندان در کنار مسئولیتهای اجتماعی و تحصیلی، وجهی انسانی و ملموس به شخصیت شهید میبخشد. در این میان، حضور پررنگ ارزشهایی چون حجاب، صداقت، سادهزیستی و ولایتمداری، شاخصه اصلی شخصیت اوست. در ادامه، کتاب به حضور شهید در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی دهههای هشتاد و نود میپردازد. این روایتها، هم فضای دانشگاهی و خانوادگی او را نشان میدهند و هم به تدریج بستر پیوند زندگیاش با حوادث منطقهای را آشکار میسازند. نهایتاً، اعزام به سوریه و شهادت در بوکمال (۲۳ آبان ۱۳۹۶) بهعنوان فرجام طبیعی این سبک زندگی تصویر میشود. اثر در لایههای فراتر، به پرسشی بنیادین دامن میزند: چگونه میتوان در دل زندگی روزمره و با همه دغدغههای عادی، به الگویی از ایثار و شهادت دست یافت؟ پاسخ ضمنی کتاب این است که شهادت، نتیجه زیست مؤمنانه و تدریجی است، نه رخدادی ناگهانی و جدا از بستر زندگی.
ساختار و روایت
ساختار کتاب مبتنی بر خط زمانی است. روایت از سال ۱۳۸۵ آغاز میشود و تا سال ۱۳۹۷ ادامه مییابد؛ هر فصل به یک مقطع زمانی مشخص اختصاص دارد. این انتخاب باعث انسجام و سادگی درک روایت میشود، اما در عین حال از منظر فنی به چند کاستی دچار است: ۱. یکنواختی در فصلها: فصلها عمدتاً مشابه یکدیگر آغاز و پایان مییابند و از تنوع روایی کافی برخوردار نیستند. خواننده پس از چند فصل، احساس تکرار پیدا میکند. ۲. غلبه روایت یکصدایی: هرچند در ظاهر، کتاب از خاطرات چندین نفر بهره گرفته، اما در عمل، صدای اصلی و غالب همسر شهید است. این موضوع گرچه به انسجام کمک میکند، اما از تنوع دیدگاهها و چندصدایی بودن روایت میکاهد. ۳. پراکندهگویی در برخی بخشها: گاهی خاطرات فرعی یا جزئیات کماهمیت، بدون پیوند کافی به خط اصلی داستان آورده میشوند؛ این امر تمرکز خواننده را کاهش میدهد. با وجود این کاستیها، باید اذعان کرد که روایت کتاب در کلیت خود، جذابیت مستند ـ داستانی دارد و بهویژه برای مخاطب عام، قابلیت پیگیری تا انتها را حفظ میکند.
شخصیتپردازی
الف) شخصیت شهید
شهید عبدالهی بهعنوان شخصیت محوری، در دو لایه پرداخته میشود:
لایه فردی: او جوانی با دغدغههای روزمره است؛ دانشجو، داماد یک خانواده، پدر، و درگیر مسائل اقتصادی و عاطفی. این وجه انسانی، شخصیت را از حالت نمادین صرف خارج میکند.
لایه اجتماعی و اعتقادی: او به تدریج از جوانی بیتفاوت به مسائل اجتماعی، به فردی ولایتمدار و آماده برای جهاد بدل میشود. نقطه قوت شخصیتپردازی در این است که سیر تحولی او باورپذیر است؛ از تغییر در پوشش و حجاب همسرش تا پذیرش مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی. با این حال، چند ضعف مهم وجود دارد:
۱. یکبعدی شدن تصویر: شخصیت شهید تقریباً همیشه مثبت، صبور و کامل نشان داده میشود. مخاطب کمتر با چالشهای درونی یا ضعفهای انسانی او روبهرو میشود و این موضوع از واقعنمایی شخصیت میکاهد.
۲. فقدان کشمکش درونی: تحولات شهید بیشتر ناگهانی و نتیجه یک رؤیا یا یک تصمیم نمایش داده میشود، نه حاصل کشمکشهای طولانی. این امر از نظر فنی، سیر داستانی را ساده و سطحی جلوه میدهد.
۳. کمرنگی شخصیتهای فرعی: جز همسر شهید، دیگر شخصیتها (پدر، مادر، دوستان، همرزمان) اغلب تیپیکال باقی میمانند و پرداخت عمیقی ندارند. این ضعف باعث میشود جهان داستانی محدود و کمتنوع جلوه کند.
ب) شخصیت همسر
«ستاره» یکی از مهمترین صداهای روایت است. حضور او در متن بهعنوان راوی و شخصیت، بر بار عاطفی اثر افزوده و به خواننده امکان همذاتپنداری میدهد. با این حال، شخصیت او نیز بیش از حد در خدمت تصویرسازی شهید قرار گرفته و کمتر بهطور مستقل پرداخته میشود.
زبان و سبک
نثر کتاب ساده، روان و نزدیک به زبان محاوره است. این ویژگی، خوانش اثر را برای عموم مخاطبان آسان میکند، اما از منظر فنی و ادبی، چند ایراد اساسی دارد:
۱. غلبه زبان گزارشی: روایتها بیشتر شبیه بازگویی خاطرهاند تا خلق صحنه. جملات کوتاه، مستقیم و بدون تعلیق، باعث کاهش کشش داستانی میشوند.
۲. کمبود تصویرسازی ادبی: توصیفهای محیطی و فضاسازی بسیار اندکاند. شهر، خانه، دانشگاه یا حتی میدان جنگ، بیشتر به صورت اسمی ذکر میشوند تا به صورت تصویری. این کاستی، خواننده را از تجربه حسی ـ عاطفی عمیق محروم میکند.
۳. سادهانگاری در واژگان: گرچه سادگی برای دسترسپذیری مفید است، اما انتظار از این کتاب و نویسندهای مانند آقای ملاحسنی، این زبان بیش از حد ابتدایی به نظر میرسد و از بار هنری اثر میکاهد. در مقایسه با آثار شاخص ادبیات مقاومت چون دا یا نورالدین پسر ایران، زبان «هواتو دارم» فاقد تنوع سبکی، ظرافت زبانی و قدرت صحنهپردازی است.
فضاسازی و توصیف
یکی از ضعفهای جدی کتاب، کمبود فضاسازی است. مثالها:
فضای دانشگاه و خوابگاه: تنها در چند جمله کلیشهای ترسیم میشود و فاقد جزئیات محیطی است.
محیط خانه و زندگی مشترک: بیشتر به گفتگوها محدود میشود و تصویر روشنی از فضاهای فیزیکی ارائه نمیشود.
میدان نبرد سوریه: برخلاف اهمیت موضوع، روایت بسیار گذراست و هیچ تصویر ملموسی از بوکمال یا شرایط جنگی ارائه نمیدهد. این کاستی باعث میشود متن بیش از حد ذهنی و گزارشی باشد و از کیفیت رمانگونه و داستانی فاصله بگیرد.
مضمون و درونمایه
درونمایه اصلی اثر، شهادت بهعنوان نتیجه سبک زندگی است. کتاب میکوشد نشان دهد که شهادت، نه اتفاقی ناگهانی، بلکه فرجام طبیعی زیست مؤمنانه است. مضامین فرعی عبارتاند از:
خانواده و همسرداری: نقش همسر در حمایت و همراهی.
زیست دینی و اخلاقی: صداقت، توکل، سادهزیستی، پایبندی به حجاب.
مقاومت منطقهای: پیوند زندگی فردی با مسائل کلان جهان اسلام.
این مضامین، اثر را در جایگاه الگوساز برای نسل جوان قرار میدهد. با این حال، یک ضعف بارز وجود دارد: تحلیل اجتماعی و سیاسی این مضامین بسیار سطحی است. بهعنوان مثال، دلیل حضور جوانان ایرانی در سوریه یا پیامدهای اجتماعی آن، چندان باز نشده است.
نقاط قوت
۱. انسانیسازی شهید: نمایش زندگی روزمره و عادی، مخاطب را به همذاتپنداری نزدیک میکند؛
۲. روایت زنانه: صدای همسر شهید، زاویه دیدی متفاوت و عاطفی ایجاد میکند؛
۳. انسجام زمانی: ساختار سالشمار به درک ساده و خطی داستان کمک میکند؛
۴. پیوند فردی و جمعی: نشان میدهد که زندگی شخصی چگونه به عرصه مقاومت منطقهای متصل میشود.
نقاط ضعف
۱. شخصیتپردازی شهید: شخصیت شهید بدون ضعف و چالش نشان داده شده است؛ این امر از واقعگرایی میکاهد؛
۲. فقدان کشمکش داستانی: روایت بیشتر گزارشی و خطی است؛ تعلیق، تضاد یا بحرانهای درونی شخصیت کمرنگاند؛
۳. ضعف در شخصیتهای فرعی: اطرافیان تنها در خدمت پررنگسازی شهید ظاهر میشوند؛ خودشان هویت مستقل ندارند؛
۴. فضاسازی ناکافی: مکانها و صحنهها تصویر نمیشوند، بلکه تنها گزارش میشوند؛
۵. تحلیل اجتماعی کمعمق: زمینههای اجتماعی ـ سیاسی تنها به صورت شعاری ذکر میشوند، نه تحلیلی.
جایگاه اثر در ادبیات مقاومت
هواتو دارم در امتداد سنت خاطرهنگاری همسران شهداست؛ آثاری که از دهه نود رونق گرفتند و بر ابعاد عاطفی و خانوادگی تأکید دارند. در مقایسه با دا، این اثر سادهتر و کمپیرایهتر است؛ در مقایسه با نورالدین پسر ایران، کمتر دارای صحنهپردازی و تعلیق است. بااینحال، سهم مهمی در «الگوسازی زنانه از شهید» دارد و میتواند منبعی برای مطالعه گفتمان «سبک زندگی شهیدانه» در دهه نود محسوب شود.
جمعبندی
کتاب هواتو دارم اثری صادقانه و عاطفی در معرفی شهید مرتضی عبدالهی است. نقاط قوت آن در انسانیسازی شخصیت و نمایش زندگی روزمره شهید نهفته است؛ اما از منظر فنی، با ضعفهای مهمی مواجه است: شخصیتپردازی یکبعدی، زبان گزارشی، کمبود فضاسازی، و فقدان تحلیل اجتماعی. برای پژوهشگران ادبیات مقاومت، این اثر نمونهای ارزشمند است از نحوه بازنمایی شهیدان مدافع حرم در ادبیات معاصر. بااینحال، برای ارتقای سطح ادبی و هنری، نیازمند بازنویسی و پرورش فنی بیشتری است تا بتواند هم مخاطب عام را جذب کند و هم از نظر اساتید ادبیات در تراز آثار شاخص قرار گیرد.
